
اشکانیان؛ تاریخ، شاهان، تمدن و سقوط شاهنشاهی
Parthian Empire: History, rulers, achievements and fall
تاریخ اشکانیان از ارشک تا اردوان؛ جدول شاهان، نبرد حران، حکومت، اقتصاد، فرهنگ، زندگی مردم و زنان، با منابع و توضیح تاریخهای اختلافی.
فهرست مطالب
مقدمه
اشکانیان یا اَرشَکیان دودمانی ایرانی بودند که از حدود میانهٔ سدهٔ سوم پیش از میلاد تا ۲۲۴ میلادی بر بخش بزرگی از ایران و سرزمینهای پیرامون حکومت کردند. سال ۲۴۷ پیش از میلاد آغاز متعارف گاهشماری اشکانی است، نه تاریخی قطعی برای تصرف همزمان همهٔ قلمرو. دولت آنان از قدرتی منطقهای در شمالشرق ایران به رقیب بزرگ روم در غرب آسیا تبدیل شد. [۱]
اهمیت این دوره در تداوم چندصدسالهٔ فرمانروایی ایرانی، پیوند مسیرهای بازرگانی و شکلگیری سنتهایی است که به دورهٔ ساسانی رسیدند. جامعهٔ اشکانی چندزبانه و چندفرهنگی بود. تعبیر «ایرانی» دربارهٔ آن، جایگزین مرزها و هویتهای ملی امروز نیست؛ مردمان بسیاری با زبانها، آیینها و سازمانهای محلی متفاوت در قلمرو زندگی میکردند. [۲]
زمینهٔ تاریخی پیش از دودمان
پس از فتوحات اسکندر و جنگ جانشینانش، سلوکیان بر قسمت بزرگی از آسیای غربی مسلط شدند. ادارهٔ قلمروی پهناور، رقابتهای دودمانی و قدرت گرفتن فرمانروایان محلی، کنترل آنان را در شرق محدود کرد. جدایی باختر و پارت در همین محیط رخ داد. حضور شهرها و نهادهای یونانی نیز با استمرار جامعه و سنتهای ایرانی همزمان بود. [۱]
در روایت رایج، ارشک به پَرنیها، از مجموعهٔ داهه در پیرامون جنوبشرقی دریای خزر، پیوند دارد. دربارهٔ جزئیات خاستگاه و مسیر قدرتگیری نخستین شاهان بحث وجود دارد. داستانهای نسبنامهای متأخر را نباید همان سند همزمان دانست؛ نام ارشک بعدها به عنوانی دودمانی تبدیل شد و شناسایی شاهان را برای پژوهشگران دشوارتر کرد. [۳]
بنیانگذاری دودمان
ارشک یکم پایهٔ قدرت خاندان را در پارت گذاشت. حکومت تازه برای بقا با نیروهای سلوکی و رقبای منطقهای درگیر بود و تثبیت آن روندی چندمرحلهای داشت. برخی تاریخهای قدیمی، تیرداد را شاهی مستقل در آغاز سلسله معرفی میکنند؛ جایگاه این شخصیت و ترتیب نخستین سلطنتها در پژوهشهای جدید قطعی نیست. [۳]
تبدیل این قدرت به شاهنشاهی عمدتاً با گسترش قلمرو در زمان مهرداد یکم تحقق یافت. تصرف ماد و ورود به بابل در سدهٔ دوم پیش از میلاد، منابع کشاورزی، شهرها و راههای غرب را به حکومت پیوند داد. در نتیجه، شاهان ناچار شدند میان میراث ایرانی، سنتهای هلنیستی و نخبگان میانرودانی توازن برقرار کنند. [۴]
قلمرو جغرافیایی
قلمرو در دورههای اوج از میانرودان تا نواحی شرقی فلات ایران امتداد داشت، اما مرز شرقی و میزان فرمانبری حکومتهای تابع ثابت نبود. ارمنستان منطقهٔ رقابت با روم بود و همیشه بخشی یکپارچه از قلمرو اشکانی محسوب نمیشد. نواحی تابعی مانند الیمایی و پارس نیز درجاتی از اختیار محلی داشتند. [۱]
نسا در آغاز تاریخ خاندان اهمیت داشت؛ هگمتانه از مراکز مهم فلات بود و تیسفون، در نزدیکی سلوکیه بر دجله، به مرکز اصلی شاهان در غرب تبدیل شد. این چندمرکزی بودن با جابهجایی دربار و جغرافیای گستردهٔ حکومت ارتباط داشت. نسا را باید با توجه به کارکردهای سلطنتی، انبارها و اسنادش شناخت، نه صرفاً با مفهوم پایتخت اداری امروزی. [۵] [۲۲]
جدول فرمانروایان
گاهشماری و شمارهگذاری شاهان اشکانی، بهویژه میان سدهٔ نخست پیش از میلاد و نخست میلادی، محل اختلاف است. جدول، فرمانروایان اصلی و نقاط عطف را نشان میدهد و فهرست همهٔ مدعیان همزمان نیست. تاریخهای پیش از میلاد مشخص شدهاند؛ اختلاف چندساله در برخی سلطنتها طبیعی است. [۶] [۲۱]
شاه یا فرمانروا | سالهای حکومت | رویدادهای مهم |
|---|---|---|
ارشک یکم | حدود ۲۴۷–۲۱۷ پیش از میلاد | پایهگذاری قدرت خاندان در پارت |
ارشک دوم | حدود ۲۱۷–۱۹۱ پیش از میلاد | رویارویی با لشکرکشی آنتیوخوس سوم |
فریاپات | حدود ۱۹۱–۱۷۶ پیش از میلاد | تداوم قدرت منطقهای |
فرهاد یکم | حدود ۱۷۶–۱۷۱ پیش از میلاد | گسترش نفوذ در پیرامون پارت |
مهرداد یکم | حدود ۱۷۱–۱۳۸/۱۳۲ پیش از میلاد | فتح ماد و بابل؛ تاریخ پایان محل اختلاف |
فرهاد دوم | حدود ۱۳۸/۱۳۲–۱۲۷ پیش از میلاد | شکست آنتیوخوس هفتم؛ مرگ در جنگهای شرق |
اردوان یکم | حدود ۱۲۷–۱۲۴ پیش از میلاد | مقابله با فشار نیروهای شرقی |
مهرداد دوم | حدود ۱۲۴–۹۱ پیش از میلاد | بازیابی قدرت و گسترش مناسبات خارجی |
فرهاد سوم | حدود ۷۰–۵۷ پیش از میلاد | مناسبات با روم و ارمنستان |
اُرُد دوم | حدود ۵۷–۳۷ پیش از میلاد | پیروزی سورنا بر کراسوس در حران |
فرهاد چهارم | حدود ۳۷–۲ پیش از میلاد | مقابله با آنتونی؛ توافق با آگوستوس |
فرهاد پنجم و موزا | حدود ۲ پیش از میلاد–۴ میلادی | فرمانروایی مشترک و بحران دربار |
ونون یکم | حدود ۸–۱۲ میلادی | رقابت بر سر شاهی پس از بازگشت از روم |
اردوان دوم، در شمارهگذاری دیگر سوم | حدود ۱۲–۳۸؛ با وقفه | تقویت اقتدار و رقابت در ارمنستان |
گودرز دوم | حدود ۴۰–۵۱؛ با رقابت | نزاعهای جانشینی |
بلاش یکم | حدود ۵۱–۷۸ | تثبیت شاخهٔ اشکانی در ارمنستان |
پاکور دوم | حدود ۷۸–۱۱۰؛ با رقیبان | چندمرکزی شدن قدرت شاهی |
خسرو یکم | حدود ۱۰۹–۱۲۹؛ همزمان با رقیبان | لشکرکشی تراژان به میانرودان |
بلاش سوم | حدود ۱۱۰–۱۴۷؛ همزمان با رقیبان | رقابت طولانی بر سر قلمرو |
بلاش چهارم | حدود ۱۴۷–۱۹۱ | جنگ با روم در سدهٔ دوم |
بلاش پنجم | حدود ۱۹۱–۲۰۸ | لشکرکشی سپتیمیوس سوروس به تیسفون |
بلاش ششم | حدود ۲۰۸–۲۲۸؛ قدرت محدود در پایان | رقابت با اردوان؛ ادامهٔ ضرب سکه پس از ۲۲۴ |
اردوان چهارم، در شمارهگذاری دیگر پنجم | حدود ۲۱۳–۲۲۴ | شکست از اردشیر در هرمزدگان |
شاهان و رهبران مهم
مهرداد یکم؛ سازندهٔ شاهنشاهی
توان نظامی و استفاده از ضعف رقبا، مهرداد را از فرمانروایی شرقی به شاهی صاحب میانرودان تبدیل کرد. عنوانها و سکههایش از تلاش برای سخن گفتن با مخاطبان گوناگون حکایت دارند. فتح مراکز ثروتمند دستاورد اصلی او بود، اما حفظ قلمرو تازه مسئلهای حلشده نبود و جانشینانش با بازگشت سلوکیان و بحران شرق روبهرو شدند. توصیف دقیق خلقوخوی شخصی او از منابع محدود ممکن نیست. [۴] [۶]
مهرداد دوم؛ بازیابی اقتدار
مهرداد دوم پس از شکستهای سنگین شرق، جایگاه شاهی را ترمیم کرد و در روابط با ارمنستان و قدرتهای دورتر نقش داشت. دورهٔ او برای تثبیت عنوان و نمایش شاهنشاهی اهمیت دارد. بااینحال نباید از تصویر شاه بر سکه، اقتدار یکنواخت و بیرقیب در همهٔ مناطق نتیجه گرفت. اختلافهای پس از او نشاندهندهٔ شکنندگی سازوکار جانشینی بود. [۷]
اُرُد دوم و سورنا؛ پیروزی و رقابت نخبگان
در زمان اُرُد دوم، سورنا در ۵۳ پیش از میلاد سپاه کراسوس را در حران شکست داد. روایتهای رومی مهارت فرمانده، کمانداران سواره و تدارک تیر را برجسته میکنند. پیروزی نمونهای از کارآمدی تاکتیکی بود، نه اثبات شکستناپذیری همیشگی. کشته شدن بعدی سورنا به فرمان شاه، در روایت منابع، وجه دیگری از تنش میان تاجوتخت و بزرگان است. [۸] [۹]
بلاش یکم؛ دیپلماسی در کنار جنگ
بلاش برای استقرار برادرش تیرداد در ارمنستان با روم جنگید. توافق نهایی، فرمانروایی یک شاهزادهٔ اشکانی را همراه با نقش تشریفاتی امپراتور روم پذیرفت. این سازش نشان میدهد که رقابت دو قدرت همیشه با تصرف کامل پایان نمییافت. مشکلات داخلی و فشارهای منطقهای، امکان تمرکز بیوقفهٔ شاه بر یک جبهه را محدود میکرد. [۱۰]
نظام حکومتی
شاهنشاه در رأس حکومت بود، اما خاندانهای بزرگ، فرمانروایان تابع و نهادهای شهری در قدرت سهم داشتند. این ساختار نه دولت متمرکز امروزی بود و نه بهسادگی معادل فئودالیسم اروپایی. همکاری با بزرگان امکان ادارهٔ قلمرو وسیع را میداد؛ همان شبکهها میتوانستند در جانشینی یا شورش علیه شاه مؤثر باشند. [۷]
دربارهٔ «مهستان» باید محتاط بود. مشارکت بزرگان و گروههای صاحب نفوذ در انتخاب یا کنار گذاشتن شاه، به معنای مجلس نمایندگان مردم با قانون اساسی مدرن نیست. مشروعیت دودمانی و توان نظامی همچنان تعیینکننده بودند. اسناد موجود اجازه نمیدهند تشکیلات ثابت همهٔ سدهها را با جزئیات یکسان بازسازی کنیم. [۷]
بخش مهمی از سپاه را سواران، از کمانداران متحرک تا جنگاوران زرهپوش، تشکیل میدادند. بسیج نیرو به شبکههای اشرافی و منطقهای وابسته بود. مالیات، محصول املاک و درآمد راهها منابع حکومت بودند، ولی نرخ یکسان و جامع مالیاتی برای سراسر شاهنشاهی شناخته نیست. اسناد نسا اطلاعات محلی از تحویل و نگهداری محصول میدهند. [۱۱] [۵]
آیینهای ایرانی، پرستشهای محلی و سنتهای یونانی و میانرودانی در کنار هم حضور داشتند. وجود نامهای دینی ایرانی یا نمادهای شاهی، اثبات یک دستگاه مذهبی یکسان در سراسر قلمرو نیست. برای فهم دین باید میان باور شاه، آیین شهر و زندگی خانواده تفاوت گذاشت. [۱۲]
تاریخ نظامی
جنگ با سلوکیان و شکست آنتیوخوس هفتم در ۱۲۹ پیش از میلاد از نقاط عطف تثبیت دولت بود. همزمان، حملات و جابهجایی قدرتها در شرق جان چند شاه را گرفت. بنابراین تاریخ نظامی اشکانی را نباید فقط در مرز روم جستوجو کرد. انتخاب زمان جنگ و حفظ توازن میان جبههها مسئلهای دائمی بود. [۴]
حران در ۵۳ پیش از میلاد و ناکامی لشکرکشی آنتونی در ۳۶ پیش از میلاد از پیروزیهای مهماند. در مقابل، نیروهای رومی در سدههای دوم و سوم چند بار به میانرودان و تیسفون رسیدند. این پیشرویها همیشه به اشغال پایدار سراسر ایران نینجامیدند، اما ویرانی شهرها و اختلال اقتصادی واقعی بود. [۸] [۱۰]
شکست اردوان از اردشیر در هرمزدگان در ۲۲۴ ضربهٔ نهایی به برتری خاندان اشکانی بود. زمان پایان همهٔ مقاومتها با تاریخ این نبرد یکی نیست؛ ادامهٔ سکههای برخی مدعیان و دوام شاخهٔ ارمنی خاندان، پیچیدگی انتقال قدرت را نشان میدهد. [۱۳]
اقتصاد و تجارت
کشاورزی پایهٔ معیشت و درآمد بود. منابع اقتصادی نسا از تاکستان، تحویل محصول و حسابداری خبر میدهند، اما وضع یک بنیاد سلطنتی را نمیتوان به همهٔ روستاها تعمیم داد. دامداری و صنایع محلی نیز در محیطهای مختلف اهمیت داشتند. تولیدکنندگان در برابر محصول خود تعهداتی به مالکان یا حکومت داشتند. [۵]
راههای میان چین، آسیای مرکزی، ایران و مدیترانه شبکهای چندشاخه بودند. اصطلاح «راه ابریشم» نام امروزی این ارتباطات است، نه یک جادهٔ واحد با مدیریت انحصاری شاه اشکانی. کالا، دانش و شیوههای هنری از واسطههای متعدد میگذشتند. شرح ایستگاههای پارتیِ ایسیدور خاراکسی برای شناخت بخشی از مسیرها مهم است. [۱۴]
دراخمهای نقره و چهاردرهمیها منابع مهم شناخت حکومتاند. تصویر شاه، عنوانها و نام ضرابخانه یا تاریخ میتوانند اطلاعات سیاسی بدهند، ولی خواندن و انتساب آنها همیشه ساده نیست. سکهزنی محلی در کنار سکهٔ شاهنشاهی، از تنوع اقتصادی و سیاسی حکایت دارد. [۶]
فرهنگ و تمدن
معماری، هنر و پوشاک
هنر اشکانی ترکیبی از سنتهای ایرانی، هلنیستی و منطقهای بود. پیکرهها، ظروف، گچبری و نمایش روبهروی چهره در شماری از آثار اهمیت دارند. هر اثر همزمان در حَضَر یا دورااروپوس را نباید محصول مستقیم کارگاه دربار دانست؛ شهرهای پیرامونی هویت و سفارشدهندگان خود را داشتند. [۱۵]
لباسهای آستیندار، شلوار، نیمتنه و پوشش مناسب سوارکاری در تصاویر دیده میشوند. پوشاک اشراف با لباس روزمرهٔ همهٔ مردم یکی نبود. تاج و دیهیم بیش از آنکه تصویر سادهٔ سلیقهٔ شخصی باشند، نشانههای جایگاه و مشروعیت شاهانه بودند. [۱۶]
زبان، ادبیات و دانش
زبان پارتی از زبانهای ایرانی میانه بود؛ یونانی و آرامی نیز در بخشهایی از قلمرو کاربرد داشتند. زبان سکه یا سند، الزاماً زبان مادری همهٔ ساکنان نبود. آثار مکتوب باقیمانده محدودند و بخش مهمی از شناخت زبان پارتی از نوشتههای متأخرتر به دست میآید. [۱۷]
گوسانها با شعر، موسیقی و روایت پیوند داشتند و در انتقال سنتهای داستانی نقش ایفا میکردند. نسبت دادن متن نهایی شاهنامه یا همهٔ داستانهای پهلوانی به تألیف مستقیم این دوره درست نیست. دانشهای محلی، از حسابداری تا سنتهای نجومی میانرودان، ادامه داشتند، اما فهرست دانشمندان دربار اشکانی به اندازهٔ برخی دورههای بعد روشن نیست. [۱۸]
زندگی روزمره
زندگی کشاورز، دامدار، بازرگان شهری و اشرافزاده تفاوت اساسی داشت. آب، زمین، محصول و امنیت راهها بر معیشت اثر میگذاشتند. خانهها با مصالح محلی ساخته میشدند و کاخها نمایندهٔ مسکن اکثریت نبودند. منابع درباری و رومی بیشتر از جنگ و بزرگان میگویند؛ برای مردم عادی باید به باستانشناسی و اسناد محلی تکیه کرد. [۱۵]
اسناد شراب نسا، مدیریت محصول را در یک محیط مشخص نشان میدهند، نه خوراک یکسان تمام مردم. جزئیات جشن و سوگواری نیز در سراسر قلمرو بهطور کامل ثبت نشده است؛ تنوع محلی را باید در نظر گرفت. [۵]
زنان در این دوره
موزا از چهرههای استثنایی دربار است که تصویر و عنوانش بر سکه در کنار فرهاد پنجم دیده میشود. روایت خاستگاه او و رقابتهای دربار عمدتاً از نویسندگان بیرونی میآید. حضور یک زن در رأس قدرت، بهخودیخود برابری سیاسی و حقوقی همهٔ زنان را ثابت نمیکند. [۱۹]
زنان خاندانهای بزرگ در ازدواجهای سیاسی و شبکههای دارایی نقش داشتند، اما اطلاعات ما از زنان روستایی و کمدرآمد بسیار محدودتر است. تصاویر زنان اشرافی نیز شرایط یکسان در سراسر شاهنشاهی را نشان نمیدهند. باید میان نفوذ دربار، حقوق در سنتهای محلی و فعالیت اقتصادی خانوار تمایز گذاشت. [۲۰]
افول و سقوط
رقابت مدعیان، قدرت مستقل بزرگان و فشار جنگهای روم به تضعیف انسجام کمک کردند. بااینحال، ساختار متکی بر نخبگان محلی برای قرنها امکان بقا فراهم کرده بود؛ نمیتوان آن را صرفاً نقصی دانست که ناگزیر از آغاز به سقوط میانجامید. ظهور قدرت رقیب در پارس، فرصت سیاسی تازهای ایجاد کرد. [۱۳]
اردشیر پس از گسترش نفوذ در جنوب، اردوان را شکست داد و حکومت ساسانی را بنیان گذاشت. انتقال قدرت با تداوم برخی خاندانها، مهارتها و نهادها همراه بود. پایان دودمان، محو ناگهانی جامعهٔ اشکانی یا قطع کامل سنتهای فرهنگی نبود. [۱۳]
میراث تاریخی
میراث اشکانی در شیوههای جنگ سواره، مناسبات اشرافی، هنر و سنتهای روایی پس از آنان دیده میشود. اهمیت دوره همچنین در پایداری ارتباط شرق و غرب و حفظ جایگاه قدرتی مستقل در برابر روم است. کمبود روایت فارسیِ همزمان، دلیل کماهمیت بودن نزدیک به پنج سده تاریخ نیست. [۲] [۱۸]
نسا، سکهها و یافتههای محوطههای مختلف همچنان در اصلاح گاهشماری نقش دارند. ازاینرو شمارهٔ یک شاه یا تاریخ سلطنت در دو کتاب ممکن است متفاوت باشد؛ مقالهٔ علمی باید اختلاف را آشکار کند، نه آنکه یک جدول ظاهراً دقیق را جایگزین پژوهش کند. [۶]
خط زمانی
حدود ۲۴۷ پیش از میلاد: آغاز متعارف عصر اشکانی. [۳]
سدهٔ دوم پیش از میلاد: گسترش بزرگ قلمرو در زمان مهرداد یکم. [۴]
۱۲۹ پیش از میلاد: شکست آنتیوخوس هفتم. [۴]
حدود ۱۲۴–۹۱ پیش از میلاد: سلطنت مهرداد دوم. [۷]
۵۳ پیش از میلاد: نبرد حران. [۸]
۲۰ پیش از میلاد: بازگرداندن درفشهای رومی در چارچوب توافق با آگوستوس. [۱۰]
۶۶ میلادی: تاجگذاری تیرداد ارمنستان نزد نرون. [۱۰]
۱۱۶ میلادی: پیشروی تراژان تا تیسفون. [۱۰]
۲۲۴ میلادی: نبرد هرمزدگان و پایان برتری اشکانیان در ایران. [۱۳]
پرسشهای متداول
۱. اشکانیان چند سال حکومت کردند؟
از آغاز متعارف ۲۴۷ پیش از میلاد تا ۲۲۴ میلادی، نزدیک به ۴۷۰ سال. [۱]
۲. بنیانگذار اشکانیان چه کسی بود؟
ارشک یکم؛ جزئیات آغاز قدرت او در منابع اختلاف دارد. [۳]
۳. پایتخت اشکانیان کجا بود؟
حکومت چند مرکز داشت؛ نسا، هگمتانه و تیسفون در دورهها و کارکردهای مختلف مهم بودند. [۵]
۴. سورنا چه کسی بود؟
فرماندهٔ پیروز اشکانی در نبرد حران علیه کراسوس در ۵۳ پیش از میلاد. [۸]
۵. مهستان مجلس مردم بود؟
خیر؛ مشارکت بزرگان در تصمیمهای شاهی را نباید با پارلمان انتخابی امروز یکی دانست. [۷]
۶. زبان اشکانیان چه بود؟
پارتی از زبانهای مهم حکومت بود، اما قلمرو چندزبانه بود. [۱۷]
۷. آیا اشکانیان با روم جنگیدند؟
بله؛ جنگ، مذاکره و رقابت بر سر ارمنستان و میانرودان قرنها ادامه داشت. [۱۰]
۸. موزا چه جایگاهی داشت؟
او همراه فرهاد پنجم در فرمانروایی حضور داشت و نام و تصویرش بر سکه دیده میشود. [۱۹]
۹. چه کسی اشکانیان را شکست داد؟
اردشیر یکم ساسانی در ۲۲۴ اردوان را شکست داد. [۱۳]
۱۰. چرا تاریخ شاهان اشکانی اختلاف دارد؟
کمبود اسناد، همزمانی مدعیان و استفادهٔ مشترک از نام دودمانی ارشک، شناسایی شاهان را دشوار کرده است. [۶]
بستهٔ سئو
عنوان سئو: اشکانیان؛ تاریخ، شاهان، تمدن و سقوط شاهنشاهی
توضیح متا: تاریخ اشکانیان از ارشک تا اردوان؛ جدول شاهان، نبرد حران، حکومت، اقتصاد، فرهنگ، زندگی مردم و زنان، با منابع و توضیح تاریخهای اختلافی.
نشانی: /dynasties/parthian-empire
کلیدواژهٔ اصلی: اشکانیان
کلیدواژههای مرتبط: تاریخ اشکانیان، ارشک، مهرداد، سورنا، نبرد حران، پارت، سقوط اشکانیان
موضوعات مرتبط: سلوکیان، ساسانیان، روم، نسا، تیسفون، راه ابریشم
یادداشت منابع و تصویر
جدول شاهان گزیدهٔ فرمانروایان اصلی است و همهٔ مدعیان محلی را دربر نمیگیرد. تاریخگذاریهای مورد اختلاف تقریبیاند. جلد مقاله یک طرح نوشتاری و تزئینی معاصر است و تصویر تاریخی، چهرهٔ فرمانروا یا بازسازی بنای این دوره را نشان نمیدهد.
منابع و مراجع
تصاویر نمونه، بازآفرینی هنری هستند و سند تاریخی محسوب نمیشوند.
بازگشت به دودمانها
